مرتضى مطهرى
28
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
اما مطلب در مورد حسين عليه السلام غير از اين است . حسين يك شخصيت حماسى است اما نه آنطور كه جلال الدين خوارزمشاه يك شخصيت حماسى است و نه آنطور كه رستم افسانهاى يك شخصيت حماسى است . حسين يك شخصيت حماسى است اما حماسهء انسانيت ، حماسهء بشريت ، نه حماسهء قوميت . سخن حسين ، عمل حسين ، حادثهء حسين ، روح حسين ، همه چيز حسين هيجان است ، تحريك است ، درس است ، القاء نيروست ، اما چه جور القاء نيرويى ؟ چه جور درسى ؟ آيا از آن جهت كه مثلًا به يك قوم بخصوصى منتسب است ؟ يا از آن جهت كه شرقى است ؟ يا از آن جهت كه مثلًا عرب است و غير عرب نيست ؟ يا به قول بعضى از ايرانيها از آن جهت كه زنش ايرانى است ؟ ! . اساساً در وجود حسين عليه السلام يك چنين حماسههايى نمىتواند وجود داشته باشد و علت شناخته نشدن حسين هم همين است . چون حماسهء او بالاتر و ما فوق اين گونه حماسههاست ، كمتر افراد مىتوانند او را بشناسند . حالا ببينيم كه واقعاً چگونه است . شما در جهان يك شخصيت حماسى مانند شخصيت حسين بن على از نظر شدت حماسى بودن و از نظر علوّ و ارتفاع حماسه يعنى جنبههاى انسانى نه جنبهء قومى و ملى ، پيدا نخواهيد كرد . حسين سرود انسانيت است ، نشيد انسانيت است و به همين دليل نظير ندارد ، و به جرأت عرض مىكنم كه نظير ندارد . شما در دنيا حماسهاى مانند حماسهء حسين بن على پيدا نخواهيد كرد ، چه از نظر قدرت و قوّت حماسه و چه از نظر علوّ و ارتفاع و انسانى بودن آن ، و متأسفانه ما مردم اين حماسه را نشناختهايم . دو صفحهء تاريخچهء كربلا حادثهء عاشورا و تاريخچهء كربلا دو صفحه دارد : يك صفحهء سفيد و نورانى ، و يك صفحهء تاريك ، سياه و ظلمانى كه هر دو صفحهاش يا بىنظير است و يا كم نظير . اما صفحهء سياه و تاريكش از آن نظر سياه و تاريك است كه در آن فقط جنايت بىنظير و يا كم نظير مىبينيم . يك وقت حساب كردم و ظاهراً در حدود بيست و يك نوع پستى و لئامت در اين جنايت ديدم ، و خيال هم نمىكنم در دنيا چنين جنايتى پيدا بشود كه تا اين اندازه تنوّع داشته باشد . البته در تاريخچهء جنگهاى صليبى ، جنايتهاى اروپاييها خيلى عجيب است . و اينكه جرأت نمىكنم كه بگويم حادثهء كربلا از نظر زيادى جنايت نظير ندارد ، چون توجه من يكى به جنگهاى صليبى و جنايتهايى است